بانکداری الکترونیکی شماره چهارم

آی تی ابزار تسهیل زندگی است

آ ی تی ابزار تسهیل زندگی
نوشته شده توسط admin

هر کسی در هر صنعتی که کار می‌کند باید به IT و ICT هم نیم‌نگاهی داشته باشد. این را حسین اسلامی، قائم‌مقام و معاون توسعه کسب‌وکار فناپ، می‌گوید و اعتقاد دارد که فناوری‌های نوین به یکدیگر ربط دارند و این نگاه به صنعت IT و قرابت آن با سایر صنایع است که فناپ را بر آن داشته تا تلاش کرده و به‌زودی هلدینگ IT فناپ را ایجاد کند. در ادامه، گفتگوی این کارشناس و فعال عرصه IT کشور را می‌خوانید که فناوری‌های نوین را ابزار تسهیل زندگی می‌داند و آن‌ها را مرکب حرکت به‌سوی مقصد ارتقای آرامش و رفاه جامعه می‌داند که در عصر تکنولوژی به‌طور مداوم رو به تغییرند.

Eslami 02

  •   در کشور ما صنعت بانکداری نسبت به سایر صنایع به‌صورت جدی‌تری از فناوری و صنعت IT استفاده می‌کند و ما شاهد رشد بانکداری الکترونیکی در کشور هستیم؛ نظر شما در این مورد چیست؟
    در مورد بانکداری الکترونیکی و بانکداری هوشمند نگاه ما در فناپ این است که IT و ICT ابزار تسهیل زندگی هستند. این اتفاق در بانکداری هم افتاده است و زمانی که ما به دستگاه‌های ATM فکر کردیم دلیل آن یک دید فرامکانی بود تا هرکسی بتواند در نزدیک‌ترین جای ممکن از خدمات بانکی بهره بگیرد و در بانکداری موبایلی این موضوع فرامکانی‌تر شد و بعد که مسئله فرازمانی بودن هم اهمیت پیدا کرد ارائه خدمات بانکی به‌صورت 24 ساعته امکان‌پذیر شد. اکنون به مرحله تعاملی بودن این خدمات رسیده‌ایم؛ یعنی ما یک‌سری گزینه نداشته باشیم و از میان آن‌ها انتخاب کنیم، بلکه یک‌سری گزینه بسازیم. من به‌عنوان مشتری مایلم هرکدام از قبوضم را به‌محض دریافت ظرف سه روز پرداخت کنم یا اینکه من مایلم به‌محض دریافت اجاره واحدی که مالک آن هستم یک‌سری از هزینه‌هایم را پرداخت کنم؛ این یک دستور است. این من هستم که تعیین می‌کنم چه خدماتی می‌خواهم نه اینکه از یک‌سری گزینه موجود و پیش‌فرض ناگزیر به انتخاب یک موردی باشم. چیزی که در بانکداری الکترونیکی مهم است همین تسهیل زندگی و افزایش رضایت مردم از خدمات است که مراحل فرامکانی، فرازمانی و تعاملی را شامل می‌شود. انسان نمی‌تواند جلوتر از زمان و مکان خود را درست ببیند و اکنون نمی‌دانیم که این سرعت فزاینده ما را به‌سوی چه اتفاقی می‌برد و زمان لازم است تا پیش برویم و ببینیم که به کجا برسیم اما می‌توانیم آنچه را که پیش خواهد آمد، تصور کنیم. این روزها زمان محقق شدن آرزوها و آمال به کمتر از 5 و 10 سال رسیده است. نگاه ما تسهیل زندگی است و ما ابزاری را در اختیار داریم که از طریق آن زندگی را آسان‌تر کنیم و این مسیر هیچ نقطه پایانی و حد یقینی نداشته و تا بی‌نهایت ادامه دارد. این نگاه ماست به بانکداری در بستر صنعت IT یا همان بانکداری الکترونیکی یا هوشمند.

  •   این روزها در بستر بانکداری الکترونیکی جدید اتفاقاتی می‌افتد و شعبه‌ها در حال چندکاره شدن و کاهش تعداد هستند و شاهد نوآوری‌های دیگری نیز در آینده خواهیم بود؛ آیا این اتفاقات را در بانک پاسارگاد می‌بینیم یا نه؟
    به دلایل مختلفی کم شدن شعبه از علاقه‌مندی‌های هیچ بانکی نیست. بانک پاسارگاد باوجودآنکه می‌تواند تعداد شعبه‌های خود را به بالای هزار هم برساند اما به خاطر اجبار بانک مرکزی باید یک میزانی را رعایت کند، پس ما باید به یک شکلی خود را به بانک‌های دو هزار و سه هزار شعبه برسانیم و رقابت کنیم. حقیقت این است که هیچ‌کس بانک پاسارگاد را به خاطر سود انتخاب نمی‌کند. ما در بانک پاسارگاد اصل را بر تکریم مشتری گذاشته‌ایم. می‌دانید که پاسارگاد اولین بانکی است که در مقابل باجه برای مشتری صندلی قرارداد و ما هیچ‌وقت به دنبال جلب مشتری با افزایش سود نیستیم. جلب مشتری با استفاده از افزایش سودهای بانکی در بانک‌های خصوصی رایج است اما ما باوجودآنکه از این مزیت استفاده نمی‌کنیم همچنان افزایش مشتری داریم که این حاصل سیاست تکریم مشتریان است. در زمینه تبلیغات نیز ما شیوه متفاوتی داریم. شاید هیچ‌وقت از تلویزیون یک تبلیغ بانک پاسارگاد درباره شانس برنده شدن یک خودرو در قرعه‌کشی و امثال آن را ندیده‌اید و به‌جرئت می‌توانم بگویم که از خیلی بانک‌ها دیده‌اید اما از بانک پاسارگاد، خیر. این منش و دغدغه ما نیست اما تبلیغات کلامی داشته‌ایم و مثلاً بارها مدیران ما با ورزشکاران کشورمان گرد هم آمده و درباره مسئولیت‌های اجتماعی صحبت کرده‌اند. این‌ها از نگاه پاسارگادی بود.
    از نگاه فناپی هم شعبه در همه‌جا هست، در منزل و موبایل شما و می‌توان آن را تکثیر کرد. اگر بخواهیم به بانک 2 و 3 نزدیک شویم باید از خودمان بپرسیم که چرا لازم است که ما یک شعبه در خیابان بزرگ و ساختمان گران‌قیمت شهر داشته باشیم. چرا نمی‌شود در یک خیابان فرعی‌تر و در طبقه ساختمان ارزان‌تر یک شعبه داشته باشیم. ما اعتقادداریم که این اتفاق به‌زودی شدنی است و اعتقادداریم که آن بانک‌ها دیگر لزوماً شعب یک بانک نخواهند بود، بلکه این شعبه تبدیل به یک کارگزار چند بانک به‌طور هم‌زمان می‌شود و البته این یک روند محتوم است اما شما در حال حاضر برای چه اموری به یک شعبه مراجعه می‌کنید؟ پس از افتتاح حساب و با یک‌بار احراز هویت می‌توانید از پشت کامپیوتر خود در هرجای کشور یک حساب جدید بازکنید یا مثلاً برای گرفتن گواهی تمکن مالی در اختلافات دادگاهی یا سفر خارجی یا صدور اولین دسته‌چک نیاز به مراجعه به شعبه است، لذا این موضوع مطرح می‌شود که اگر شعبه محل تردد نباشد، چرا باید ایجاد شود.

 

  • به نظر می‌رسد که شما آگاهانه نه درباره بانکداری الکترونیکی، بلکه درباره صنعت IT صحبت می‌کنید که سرویس‌های بانکداری هم بر بستر آن سوار است و در ادامه به اینترنت اشیا نیز می‌رسد.
    بله، شاید شروع فعالیت فناپ از بانکداری بود اما تنها حدود 1/0 از درآمد 600 و اندی میلیاردی فناپ در سال گذشته از بحث بانکداری بوده است. دنیای امروز دنیای تراکنش‌هاست که یک بخش آن تراکنش‌های مالی را شامل می‌شود که مهم هم است. ما در اینجا بخش payment هم داریم که سود آن از banking ما متفاوت است و درآمد آن به‌مراتب فراتر است. پس بانکداری الکترونیکی یکی از این ابزارهاست. ما باید شهر هوشمند، سازمان هوشمند و در پی آن شهروند هوشمند داشته باشیم. اگر با ادبیات Smart نگاه کنیم، شاید تا 10 سال دیگر مفهوم بانکداری الکترونیکی ازآنچه امروز به این عنوان می‌شناسیم، متفاوت شود. ما این روزها داریم به مبادله کالا بازمی‌گردیم. پول مجازی رایج شده است. بانک‌ها اوایل برای حفظ و تجمیع ثروت‌ها ایجاد شدند و اگر ما امروز این مفهوم را تغییر دهیم همه‌چیز عوض می‌شود. اگر این پول کاغذی و طلا که به‌عنوان پشتوانه مهم است معنای خود را تغییر دهد، وارد مرحله دیگری می‌شویم. شما این روزها وارد بانک می‌شوید و می‌گویید در این بانک پول دارید اما آن پول کجاست؟! این اعتبار چگونه خلق‌شده است؟! خلق این اعتبارات به انسان برمی‌گردد. همین است که نام افراد در برندینگ سازمان‌ها اهمیت پیدا می‌کند. بیل گیتس، مشهورتر است یا مایکروسافت؟! استیو جابز مهم‌تر است یا اپل؟! ارزش‌ها در طول زمان تغییر می‌کند. در زمان فئودال‌ها، زمین‌داری ارزش بود و بعد در زمانی مالکان نفت مهم شدند و اکنون صاحبان نرم‌افزارها. اگر دقت کنید، می‌بینید که 10 نفر اول فهرست ثروتمندان جهان در حوزه نرم‌افزار فعال‌اند. اگر روند را از نظر سختی بررسی کنید، ابتدا در لایه اول بیل گیتس بوده که شرکت OS زده و در بخش سخت‌افزارها کارکرده است و بعد در لایه دوم سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در زمینه اینترنت قرار دارد و در لایه بعدی که نرم‌تر است گوگل وارد می‌شود، یعنی زمانی که کندوکاو در اینترنت مهم می‌شود. در مراحل بعد و در لایه آخر، شبکه‌های اجتماعی هستند که از گوگل هم بالاتر بوده و سرعت افزایش رشد سود در آن‌ها رو به رشد است؛ حتی اگر فعالان در آن از بیل گیتس ثروتمندتر نباشند اما رشد سود آن‌ها به شکل فزاینده‌ای بالاست. حس من این است که تمرکز ما نباید روی بانکداری الکترونیکی باشد بلکه باید روی تسهیل زندگی تمرکز کنیم تا دائم پیش برویم. این روزها در کلاس‌های دروس علمی توصیه می‌کنند که نگویید من سازنده ماشینم، بلکه بگویید من جابه‌جایی شما را تسهیل می‌کنم. قبلاً برای جا افتادن یک ادبیات زمان زیادی داشتیم اما اکنون آن‌قدر سرعت تحولات زیاد است که تا یک ادبیاتی جا بیفتد چیزهای جدیدتری ظهور می‌کند و ممکن است آن مفهوم به‌کلی نابود شود. ادبیات ما باید ادبیات «هوشمندی» باشد و سبک زندگی را مدنظر قرار دهد نه ابزار آن را.گفتید که ما همه‌چیز را تراکنش می‌بینیم؛ اما خود این تراکنش باید فرایندی داشته باشد و ملزوماتی نیاز دارد. باید به ابزارهایی مجهز بوده و خود آن نیز هوشمند باشد. چه قدر در این مسیر حرکت کردید و چه چشم‌اندازی می‌بینید.
    ما اکنون در فناپ بر 6 حوزه متمرکز شدیم که کلان‌تر هستند و تا سال 98 برنامه‌ریزی‌شده‌اند. ما برای آن، عنوان 1+5 را از ادبیات هسته‌ای به وام گرفتیم.
    یکی از آن‌ها، حوزه قدیمی ما یعنی Banking است که آن را تبدیل به Fintech یا همان Financial Technology کردیم که همان حوزه بیمه و کر بیمه‌گری و حوزه بورس، کارگزاری و Online Trade ماست که در آن‌ها نزدیک 16 شرکت زیرمجموعه داریم و قدیمی‌ترین و سودده‌ترین حوزه ما محسوب می‌شود.حوزه دیگر Payment است که به‌شدت روی آن تمرکز داریم و خرده‌فروشی خود را در آن می‌بینیم و می‌خواهیم که به‌طور مداوم ظرف پنج سال آتی گسترش بیابد و همواره سعی داریم ابزار آن را افزایش دهیم. ATM، POS، IPG و جابه‌جایی اینترنتی پول، کیوسک‌ها و نسل‌های نوین پرداخت موبایلی ابزاری هستند که اکنون موجود است. سومین حوزه ما تلکام است. ما می‌خواهیم در منازل مردم ابزاری قرار دهیم و به آن‌ها بگوییم که اینترنت شما را ما تأمین می‌کنیم. البته اینترنت، واژه‌ای است که به‌زودی محو خواهد شد و درواقع این connection شما با ماست و چیزی شبیه وای فای و فراتر از آن به مشتریان ارائه می‌دهیم. دوست داریم تقریباً چیزی نباشد که شما در زمینه ارتباط از ما بخواهید و ما با این ابزار در اختیارتان قرار ندهیم. این حوزه کلان ماست و ما چهار شرکت داریم که برای مجوز آن اقدام کرده‌ایم. شرکت دیگر ما در زمینه نانو است که قدری با آن فاصله‌داریم و امیدواریم بتوانیم خودمان را در آن تجهیز و مطرح کنیم. سومین حوزه ما، اَپ‌های موبایلی است که بر محتوا تمرکز دارد. تاکنون هم بیشتر روی محتواهای ورزشی تمرکز داشتیم و به آینده درخشان آن امید داریم. چهارمین بخش ما در زمینه IPTV است. در این زمینه با شرکت باران تلکام بوده‌ایم که البته سهام ما کمی پایین آمده و شرکایی خوبی هم مثل سامسونگ، آریا همراه رسانه داریم. یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های ما که در آن سرمایه‌گذاری قابل‌توجه با نگاهی ویژه داریم بخش تلکام است. باید بگویم که شاید گاهی ادبیات ما با ادبیات بخش‌هایی که قصد ورود داریم، متفاوت باشد اما سعی می‌کنیم که خود را به آن نزدیک کنیم.حوزه بعدی ما حوزه سلامت است که خیلی وارد آن نمی‌شوم و کارهایی هم در این بخش انجام داده و در دست انجام داریم. حوزه دیگر EBC است که یک پروژه بسیار بزرگ و شامل چندین روند است و همه حوزه‌های قبلی را در کنار یکدیگر دارد. پنجمین حوزه ما راهکارهای جامع سازمانی است که به‌اشتباه VRPMS خوانده می‌شود. تقریباً می‌توانم ادعا کنم که در این بخش ما بزرگ‌ترین پروژه نرم‌افزاری کشور را در دست داریم؛ یعنی پروژه میتکو. میتکو، هلدینگ معدنی گروه بانکی پاسارگاد است که سعی می‌کند 30 درصد افزایش تولید فولاد را امکان‌پذیر کند. اینجا بحث سر میزان 2/4 میلیون تن است که در این صنعت رقم بالایی محسوب می‌شود. دوستان برای مدیریت این موضوع به هوشمندی سراغ یک شرکت خارجی نرفتند بلکه شرکت ایرانی را انتخاب کردند. ابعاد این پروژه چند ده میلیون دلاری است و توانستیم چندین ایرانی خارج از کشور را هم به خاطر جذابیت‌های تجربه حضور در چنین پروژه‌ای به کشور برگردانیم. حجم و ارقامی که در این پروژه مطرح است در جهان کم‌سابقه است و این ارقام شاید در کشورهای شرقی با یک ادبیاتی معنا دارد، اما در کشورهای غربی چنین چیزی قابل‌تصور نیست. باید این هوشمندی را داشت که در هر حوزه‌ای از همان ابتدا یک بخشی از درآمد را هزینه ICT کرد. این سهم در کشورهای خارجی در حوزه‌هایی مثل بانکداری به 6 درصد هم می‌رسد و در حوزه معدن و فولاد این رقم چیزی حدود 3 درصد است. این میزان در ایران به 1/0 فرو کاهیده می‌شود ولی خوشبختانه با هوشمندی و با تجربیات خوبی که داشته‌اند این پروژه را مدیریت می‌کنند. من به همه شرکت‌ها پیشنهاد می‌کنم که به دنبال تجربه این پروژه باشند چون ممکن است جای دیگری فرصت آن به وجود نیاید. من در خارج کشور شاهد اشتیاق و استقبال افراد از این پروژه بوده‌ام. ما باید با خارجی‌ها کارکرده و خود را با آن‌ها هم ادبیات کنیم و تعامل داشته باشیم. این‌یکی از نقاط ضعف ماست که به این ادبیات مشترک دست نیافته‌ایم. یکی از مشکلاتی که ما داریم و حتی از برخی کشورهای آفریقایی هم در این مورد عقب‌تریم همین نداشتن ادبیات مشترک است. آن‌ها فارغ از توانمندی و زبان این دیسیپلین خاص کار کردن با اروپایی‌ها را پذیرفته‌اند. یکی از راه‌های کم‌هزینه و پردرآمد بازگرداندن ایرانی‌های خارج از کشور است و به کسانی که این موضوع برای آن‌ها جذابیت دارد توصیه می‌کنم تا به آن جدی فکر کنند.با این فرایندهایی که از 1+5 گفتید پس یک اتفاق هوشمند در همه ابعاد این تراکنش‌ها در حال وقوع است. این در بضاعت ماست و ممکن است جایی تا 2+10 هم امکان داشته باشند و ما در فناپ تمرکزمان را تا سال 98 روی همین 1+5 گذاشته‌ایم.

 

  • منظور این است که در این شعبه‌های ما باید چه‌کارهایی انجام شود؟
    بالای 90 درصد تراکنش‌ها در بانک ما غیر شعبه‌ای است و در سه‌ماهه اخیر این موضوع جلوه بیشتری یافته است. باید دید آن 10 درصد دیگر کارهای بانکی که در مراجعه شعبه صورت می‌گیرد، چیست‌اند. نکته‌ای که باید بگویم این است که پاسارگاد یک گروه مالی است و نه یک بانک. در کشورهای خارجی بیمه‌ها، بانک می‌زنند و این در کشور ما برعکس است یعنی بانک، بیمه می‌زند. ما باید نگاهمان به خدمات گروه مالی باشد نه یک بانک. پس باید در خدمات مختلف خود قوانین مربوط به آن حوزه را رعایت کنیم. ما می‌توانیم خدمات کارگزاری بورس ارائه بدهیم. خدمات بیمه‌ای ارائه کنیم، می‌توانیم خدمات IT بدهیم مانند خدمات بانکداری شرکتی و فردی. مجموعه این خدمات که کم‌کم تعریف می‌شوند صرفاً محصولات بانکی نیست.

 

  •   آیا این اتفاقات اکنون نیز می‌افتد و در حال انجام است؟
    این‌ها طرح‌هایی است که اجرای آن مستلزم سرمایه‌گذاری‌ها و یک‌سری ابزار است. موضوع دیگر نگاه ما به سرمایه انسانی است. نگاه من این نیست که باجه‌های بدون انسان به‌زودی شکل بگیرد و حتی VTM ها به‌طور مطلق جایگزین نیروی انسانی شوند. ایرانیان و پس‌ازآن عامه جهانیان تمایل به برقرار ارتباطات انسانی دارند. ازنظر تجاری، نه اما به لحاظ انسان‌شناسی، بشر نیاز به صحبت دارد و ازآنجایی‌که در بستر جامعه امروزی، تلگرام و ابزار ارتباطات مکتوب و مجازی جای خود را به ارتباط فیزیکی و صحبت کردن می‌دهد این نیاز به صحبت کردن بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرد و همین امر، دیدن افراد را جذاب‌تر می‌کند و بشر که برقراری ارتباط را دوست دارد همان فردی است که قبلاً تمایل به ایستادن در صف یک شعبه نداشت اما اگر روزبه‌روز این جریان کمرنگ‌تر شود دوباره گرایش خود را به حضور در این صفوف برای دیدن و حرف زدن نشان می‌دهد.اگر بانک پاسارگاد درباره احترام صحبت کرد به‌جز مسئولیت اجتماعی و تکریم انسان به‌عنوان یک مزیت درواقع تصویر تجاری خود را هم داشته است. من به همان حرف پیشین خود اشاره می‌کنم که همه این‌ها برای تسهیل زندگی است. ارتباطات نزدیکی که در بانک‌های شهرهای کوچک‌تر وجود دارد به این روابط انسانی نزدیک‌تر است و مشتری بانک در کنار رئیس شعبه با او به صحبت می‌نشیند و با او ارتباط انسانی برقرار می‌کند و این موضوع که در کنار انجام امور بانکی خود ارتباط انسانی هم حفظ می‌شود درنهایت احساس و کیفیت خوبی ایجاد می‌کند. کسی که در بانکداری فعال است نیز باید از زندگی خود لذت ببرد و ما در فناپ همین کار را می‌کنیم. شاید شما اسم ما را نشنیده باشید اما از خدمات ما استفاده می‌کنید. ما در فناپ یک بستری را ایجاد می‌کنیم تا شرایط شما آسان‌تر شود و زمان بیشتری برای لذت از زندگی خود داشته باشید و به‌جای انجام یک‌سری امور روزمره و خشک به چیزهای غیرقابل تکرار زندگی‌تان بپردازید.با این اوصاف ما از این شعب فیزیکی استفاده می‌کنیم و خدمات دیگری هم خواهیم آورد و شاید شعب با توجه به نگاه بانکی افزایش هم پیدا کند. شاید این شعب مختص یک بانک نبوده و کارگزار چندین بانک شوند و باید همه این‌ها را مدنظر قرار دهیم، اما نگاه حذف انسان به‌طور مطلق، نگاهی اشتباه است و این دنیایی که به سمت ماشینی شدن در آن پیش می‌رویم یک جایی به گذشته برمی‌گردد؛ بنابراین ما از همین حالا ترمز را گرفتیم و به دنبال حذف افراد نیستیم و راهکارهای ما انسان‌محور هم هستند و نگاه ما از دید تجاری و در کوتاه‌مدت این است که نگران این برگشت از ماشینیزم باشیم. حال شاید چیدمان یک شعبه عوض شود همچنان که پاسارگاد قبلاً هم این چیدمان و سبک و سیاق متفاوت نشستن در شعبه را آورده بود. شاید همین شیشه‌ای که الآن میان کارمند و مشتری حائل هست هم بعدها برداشته شود تا حس اعتماد بیشتری نسبت به همدیگر داشته باشیم، مگر چقدر ناامنی و سارق در جامعه داریم که چنین مرزهایی ایجاد کنیم! اصلاً چرا کنار هم یا دور یک میزگرد ننشینیم! پس این چیدمان فعلی هم رفتنی است. ارائه خدمات منحصر به بانک، رفتنی است؛ اما آن‌هایی ماندنی هستند که در ارائه خدمات متنوع و تسهیل زندگی موفق‌تر و مؤثرتر باشند. شاید فناپ در این زمینه‌ها در ایران، اولین نباشد اما به‌زودی به‌جایی می‌رسیم که همه می‌خواهند همه این‌ها را داشته باشند. روزی می‌رسد که شاید جایی نه به اسم بانک اما همان‌جایی که محل تجمع خدمات است حتی به ارائه خدمات سلامت نیز پرداخته شود. پاسارگاد اولین بانکی بود که برای کارکنان خود پایش سلامت گذاشت. ما قصد داریم در جاهایی که به تندرستی می‌اندیشند با گجت‌های خود و نیروهای منتور به ارائه خدمات سلامتی بپردازیم که باوجود آن‌ها هزینه‌های ناشی از درمان به سمت هزینه پیشگیری برده شده و درنتیجه هزینه سلامت جامعه کاهش یابد. من می‌خواهم این نگاه به بانکداری صِرف را معطوف به زندگی بهتر کنم.

 

  •   با این اوصاف ما خیلی نباید منتظر VTM بانک پاسارگاد باشیم؟!
    درواقع ما به رقابت با همکاران خود می‌اندیشیم. ما نیز در رقابت با آن‌ها به ارائه VTM خواهیم پرداخت اما این موضوع هدف نهایی و عمده ما نیست. این منزلگاه ما نیست ولی ممکن است از آن عبور کنیم. وقتی حرف استفاده از شبکه اجتماعی می‌شود کشور ما حرف اول را می‌زند. ما هم از این ویژگی ایرانی‌ها که در هر تکنولوژی که می‌آید بیشترین آمار استفاده را به خود اختصاص می‌دهند، بهره می‌گیریم و از آن چشم نپوشاندیم؛ اما استراتژی ما به این سمت نیست که ارتباط را کم می‌کنیم. هرجایی که استفاده از این VTM ها در تسهیل زندگی مؤثر و مفید باشد ما هم این کار را می‌کنیم و منعی برای آن نداریم؛ اما اینکه تصور کنید ما حجم زیادی از این VTM ها را ارائه کنیم من این را در آینده پررنگ نمی‌بینم. به نظرم خیلی زودتر ازآنچه تصور کنید ما از این VTM ها و دستگاه‌ها عبور خواهیم کرد و سرعت تغییر این دستگاه‌ها این‌قدر زیاد است که به متوقف شدن ما در توسعه آن نمی‌رسد. 

 

  • درباره موضوع پساتحریم این روزها می‌شنویم که می‌گویند احتمال می‌رود که باز شدن این در اگر بدون تدبیر باشد کشور دچار سیلی شود که همه را با خود ببرد؛ فکر می‌کنید این موضوع بر حوزه بانکداری ما و مجموعاً بر فناوری اطلاعات ما چه تأثیری خواهد داشت؟
    من به‌هیچ‌وجه نگران نیستم. اعتقاد من این است که یک سیلی قبلاً ما را برده است. جایی که ما رگولاتور داریم نه اینکه بگویم هیچ اشتباهی رخ نمی‌دهد اما ما آدم‌های قوی نیز در اینجاها داریم که مراقب امور هستند و تصمیم درست می‌گیرند. به نظر من ما باید به‌جاهایی که دولت و رگولاتور هست، فارغ از کدام دولت و چه دوره‌ای، اعتماد کنیم؛ اما به لحاظ خصوصیت فرهنگی دچار سیلی شدیم که قبلاً ما را برده است. هر جا حرف ماشین شده گفتیم ماشین خارجی و در بحث امنیت گفتم محصول خارجی و این ویژگی ماست که باید روی آن کارکنیم و این حس اعتماد را در خود زنده کنیم. من به‌جای نگرانی بابت باز شدن بی تدبیرانه این درها دغدغه‌های دیگری دارم. نگرانی مثل سرمایه انسانی؛ حقوقی که به او می‌دهیم و زمانی که از او می‌گیریم. اگر در این مدت او در محل کار خود خوشحال و راضی نباشد همان‌جایی است که این سیل ما را با خود برده است. منظورم بی‌توجهی به نیروی انسانی است. ما از نیروی انسانی خود تکریم هم نمی‌کنیم. تحریم‌هایی که ما درگیر آن بوده‌ایم بیشتر تحریم‌هایی از جانب خودمان است که به فرهنگ و رفتار جامعه ما برمی‌گردد.
    نگرانی دوم من این است که ما توهم داشتن چیزهایی راداریم که درواقع نداریم. باید سگ‌ها را بکشیم. توهم این‌که تحریم‌ها برای رشد ما مزیت بوده یک اشتباه است. ما به خاطر تحریم‌ها ناچار به انجام یک‌سری شدیم. در یک برهه زمانی به دلایل خاصی مجبور بودیم آن شرایط را بپذیریم اما حالا که از بین رفته‌اند و برداشته‌شده‌اند خیلی هم فرصت خوبی است و باید از آن استفاده کنیم. این روزها نباید خیلی هم به دنبال گرفتن ستاره بود و بهتر است که سگ‌ها را کشت. ما در خیلی از موضوعات فقط فکر می‌کنیم که مزیت داریم و درواقع آن‌ها برای ما مزیت محسوب نمی‌شوند.
    نگرانی سوم این است که ما باید ادبیات مذاکره را بیاموزیم. این درسی است که ما اخیراً از تیم مذاکره هسته‌ای کشورمان هم گرفتیم. مذاکره یعنی دادن و ستاندن. این رفتار نادرست ما ایرانی‌هاست که بخواهیم فقط گیرنده باشیم. ما در ایران تحت تحریم و در شرایط حاد و اساسی حجم زیادی از POS و خیلی چیزهای دیگر را به جامعه عرضه کرده‌ایم که مدیریت آن‌ها در حالت عادی برای اروپایی‌ها قابل‌تصور نیست و از شنیدن ابعاد و ارقام برخی پروژه‌های ما متعجب می‌شوند. با این وصف اگر در شرایط غیر تحریم نتوانیم بهتر از این‌ها باشیم چه مانعی هست؟! هیچ! من بزرگ‌ترین مانع را در خودمان و طرز تفکر خودمان می‌بینم. ما تولید می‌کنیم برای ایران و ذائقه ایرانی. ذائقه اینجا را می‌شناسیم و ذائقه آنجا را نه.
    برای شکستن این مانع توصیه من B2C است. باید برویم سراغ C. مشتریانی که در اینجا نیستند ذائقه اینجا را که ما می‌شناسیم، ندارند. ما در ابزارهایی که ارائه می‌دهیم مزیت خاصی نداریم، در راهکارها هم نمی‌توانیم مزیتی ایجاد کنیم اما در ذائقه شناسی مزیت داریم. این یعنی چسبیدن به لبه C تا هرکسی هم آمد از طریق ما وارد شود. از این طریق برای خود یک مارکتینگ ایجاد می‌کنیم. مشتری نهایی، همان چیزی است که گاهی از آن غافل بوده‌ایم و با این بی‌توجهی است که B2B و B2G تقویت می‌شود. دولت کنونی (تدبیر و امید) که امید خود را پیش‌ازاین به ما نشان داده اکنون نیز در این شرایط پساتحریم کم‌کم با تدبیر خود این راه را باز می‌کند و این لاجرم است. کم‌کم باید ایرانی‌های خارج کشور را برگردانیم.
    ادبیات خود را نیز در ارتباط با آن‌سوی مرزها درست کنیم، HR خود را تقویت کرده و مشتری نهایی را نیز در نظر بگیریم.

 

  •   شما تجربه این قضیه B2C را در بستر خدماتی که در اینجا ارائه می‌دهید، دارید. فکر می‌کنید چقدر می‌توانید این تجربه و دانش را به سایر خدمات و محصولاتی که در دیگر بخش‌ها ارائه می‌شود، منتقل کنید؟
    البته بیشتر کار فناپ در B2B2C بوده و ما اگر بخواهیم در B2C موفق باشیم باید حتماً به رسانه توجه داشته باشیم و نیازمند ابزار رسانه هستیم.
    نکته دیگر جدای از به‌کارگیری صحیح رسانه‌ها، سرعت تغییرات چرخه در B2C است. ذائقه مشتریان در تغییر است و ما باید به‌سرعت تغییر ذائقه مشتری را دریافت کرده و تغییر متناسب با آن را ایجاد کنیم. چون C تعهدی به ما ندارد و اگر خدمات موردنظر خود را از ما دریافت نکند ما را رها کرده و به سراغ رقبا می‌رود. ما در اینجا به تیم‌های واکنش سریع نیاز داریم که به‌محض ایجاد مشکل آن را رفع کنند. اگر یک ITM در هرجای این کشور خراب شد ما باید به‌سرعت گزارش آن را دریافت و نیروی واکنش سریع خود را اعزام کنیم تا مشتری دغدغه از سرویس خارج شدن خدمت ما را احساس نکند.
    در زمینه IT و ICT موضوع خیلی به نسبت شاخه‌های دیگر، سریع‌تر و پیچیده‌تر است ولی از طرفی نیز کسانی که وارد این عرصه شوند موفقیت خوبی در انتظارشان خواهد بود.
    توصیه من تصحیح ادبیات و یافتن سواد، دانش و فرهنگ به‌کارگیری ابزار جدیدی است که وارد کرده‌ایم. ما در حوزه C نیازمند توجه و تغییر نگاهمان در این مسائل هستیم؛ نکته دیگر جدای از به‌کارگیری صحیح رسانه‌ها، سرعت تغییرات چرخه در B2C است. ذائقه مشتریان در تغییر است و ما باید به‌سرعت تغییر ذائقه مشتری را دریافت کرده و تغییر متناسب با آن را ایجاد کنیم. چون C تعهدی به ما ندارد و اگر خدمات موردنظر خود را از ما دریافت نکند ما را رها کرده و به سراغ رقبا می‌رود. ما در اینجا به تیم‌های واکنش سریع نیاز داریم که به‌محض ایجاد مشکل آن را رفع کنند. اگر یک ITM در هرجای این کشور خراب شد ما باید به‌سرعت گزارش آن را دریافت و نیروی واکنش سریع خود را اعزام کنیم تا مشتری دغدغه از سرویس خارج شدن خدمت ما را احساس نکند.
    در زمینه IT و ICT موضوع خیلی به نسبت شاخه‌های دیگر، سریع‌تر و پیچیده‌تر است ولی از طرفی نیز کسانی که وارد این عرصه شوند موفقیت خوبی در انتظارشان خواهد بود.
    توصیه من تصحیح ادبیات و یافتن سواد، دانش و فرهنگ به‌کارگیری ابزار جدیدی است که وارد کرده‌ایم. ما در حوزه C نیازمند توجه و تغییر نگاهمان در این مسائل هستیم؛ اینکه ما گاهی هنوز مفهوم و نگاه درستی را در به‌کارگیری سرویس یا محصولی به‌خوبی به مشتری نهایی خود نیاموخته‌ایم اما قبلاً استفاده از آن را در جامعه تسری داده‌ایم. این تغییر نگاه و آموزش C همگامی و همراهی رسانه‌ها را می‌طلبد.

درباره نویسنده

admin

دیدگاهتان را بنویسید