آرشیو اقتصاد و مدیریت شماره چهارم

زنان ؛ کلید اصلی موفقیت یا شکست کسب‌ و کارهای خانوادگی

کسب‌ و کارهای خانوادگی
نوشته شده توسط admin

میزگرد بررسی کسب‌وکارهای خانوادگی
با حضور زنان فعال این عرصه

زنان؛ کلید اصلی موفقیت یا شکست کسب‌وکارهای خانوادگی

Untitled-4

دوازدهم شهریورماه، اولین کنفرانس کسب‌وکارهای خانوادگی برگزار شد. کنفرانسی که یک پنل آن تخصصی به اعضای انجمن ملی زنان کارآفرین اختصاص‌یافته بود، انجمنی که حدود 30 درصد از کسب‌وکارهای آن خانوادگی است. در این کنفرانس مریم خاوازی، مدیرعامل انجمن ملی زنان کارآفرین و مدیرعامل آدران رایانه؛ شیرین پارسی، مدیرعامل شالیکاران خزر؛ بنفشه صدیق؛ مدیرعامل شرکت صنعتی شیگال؛ فرحناز مرادی، مدیرعامل شماران سیستم و مرجان هوشیار مدیرعامل نگین تجارت فردوس به نمایندگی از دیگر اعضای انجمن ملی زنان کارآفرین به بیان دستاوردها و تجربیات خود پرداختند.
در نخستین بخش این پنل، به بررسی مسائل و چالش‌های کسب‌وکار خانوادگی و غیر خانوادگی پرداخته شد و در نظام جانشینی مناسب توسط دکتر صامعی و با ذکر چند مثال موردبررسی قرار گرفت. در بخش دوم، چند تن از اعضای شرکت‌هایی که به‌صورت خانوادگی اداره می‌شوند به ارائه و انتقال تجربیاتشان پرداختند و همگی به خانواده به‌عنوان یکی از عوامل موفقیت کسب‌وکارشان اشاره کردند و این نوع کسب‌وکارها را پایدارتر و امن‌تر دانستند. در بخش سوم، چالش‌ها و فرصت‌های این نوع کسب‌وکار مطرح شد و سپس در ویدیو کنفرانس پروفسور جان دیویس ضمن بررسی مبانی ضعف‌ها و قدرت‌های این مشاغل در جهان، از کسب‌وکارهای خانوادگی را یک فرصت پایدار که هرگز گسسته نمی‌شود یاد شد. در صحبت‌های این استاد برجسته، به حساسیت فروپاشی این کسب‌وکارها در انتقال از نسل اول به نسل دوم و یا از نسل دوم به نسل سوم اشاره شد و ایجاد انگیزه، اهداف جدید و همسو با خواسته‌های نسل‌ها به‌عنوان راه‌های پیشگیری از به وجود آمدن چنین شرایطی مطرح شدند.

زمانی که صحبت از برگزاری میزگرد کسب‌وکارهای خانوادگی با حضور خانم‌های کارآفرین شد، پیش‌بینی می‌کردم که باید چشم‌انتظار جلسه‌ای پُرشور، شلوغ و صدالبته پرُ از تجربه‌ها و خاطرات شیرین باشم. دست بر قضا، این بار آنچه تصور می‌کردم به واقعیت بدل شد. کسب‌وکارهای خانوادگی، زمینه‌ای گفت‌وگویی جذاب و خواندنی با سه بانوی مدیر و کارآفرین که همراه و همگام با همسرانشان و گاهی حتی پیش و بیش از آن‌ها برای حضور قدرتمند و پویا در عرصه فناوری اطلاعات تلاش کردند فراهم ساخت. مریم خاوازی مدیرعامل انجمن ملی زنان کارآفرین و مدیرعامل شرکت آدران رایانه، فرحناز مرادی مدیرعامل شرکت شماران سیستم و فریبا یاراحمدی قائم‌مقام هلدینگ دیده‌بان، هر سه از مسیر نه‌چندان ساده راه‌اندازی کسب‌وکار خانوادگی، نقش زنان در موفقیت یا عدم موفقیت این شیوه مدیریتی و راه و روش جانشین‌پروری برای انتقال ثمره سال‌ها کار و فعالیت به نسل بعد گفتند، زنانی که همراه همسرانشان برای رسیدن به جایگاه امروزشان تلاش بسیار کرده‌اند و به‌سادگی در مقابل مشکلات سر خم نکرده‌اند. اگرچه، هر سه شرکت‌کننده این میزگرد کسب‌وکار خانوادگی را تجربه‌ای لذت‌بخش و دوست‌داشتنی توصیف کردند، اما قطع به‌یقین اداره مؤسسه‌ای که اعضای آن نزدیک‌ترین افراد زندگی هستند کار چندان ساده‌ای نیست و با چالش‌های متفاوتی همراه است، چالش‌هایی که شاید این مجال اندک اجازه اشاره کامل به آن‌ها را نداد. آنچه می‌خوانید، ماحصل گپ‌وگفت با این سه بانوی کارآفرین، مدیر، همسر و مادر است.

  •   به نظر می‌رسد، کسب‌وکارهای خانوادگی از آن دسته شیوه‌های مدیریت اقتصادی است که نیاز چندانی به یک برنامه‌ریزی دقیق و مدون ندارد و بیشتر شبیه یک دورهمی خانوادگی است. شما چنین پیش فرضی را قبول دارید؟
    مرادی- اینکه تصور کنیم کسب‌وکار خانوادگی فرایندی ساده و به‌دوراز پیچیدگی‌های حوزه کارآفرینی است نه‌تنها اشتباه، بلکه متناقض با آن چیزی است که در واقعیت اتفاق می‌افتد. خلاف آنچه در مورد این شیوه مدیریتی گفته می‌شود، چالش‌ها و سختی‌های کار کردن در یک مجموعه خانوادگی چه ازلحاظ کمی و چه به لحاظ نوع مشکلات بیشتر و متفاوت‌تر از کار کردن با افراد غریبه است. به‌عنوان‌مثال: در مجموعه‌های این‌چنینی کوچک‌ترین حرف یا عمل می‌تواند تبعات جانبی در بخش دیگری از زندگی داشته باشد، تفکیک نقش‌ها بیرون و درون خانوادگی یکی از حساس‌ترین بخش‌های کسب‌وکارهای خانوادگی است که اگر به‌درستی انجام نشود هر دو جنبه کاری و خانوادگی را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد، ازآنجایی‌که مؤسسان این قبیل شرکت‌ها نگاهی بلندمدت دارند به‌راحتی نمی‌توانند افراد درون مجموعه را جابجا کنند و باید برای رفع هر مشکلی نهایت تلاش خودشان را بکنند. در یک‌کلام اگرچه راه‌اندازی یک کسب‌وکار خانوادگی به‌هیچ‌وجه راحت نیست، ولی حفظ و استمرار آن بدون اینکه به روابط خانوادگی لطمه‌ای وارد کند کاری دشوارتر است.
    خاوازی- شاید در گام‌های ابتدایی کسب‌وکار خانوادگی شبیه یک دورهمی به نظر برسد، اما به‌مرورزمان و همراه باقوت گرفتن پایه‌های بنگاه اقتصادی دیدگاه افراد نسبت به آن‌هم تغییر می‌کند. در مرحله بلوغ یک مجموعه شرایط این‌چنین ایجاب می‌کند که حدومرز بین خانواده و کسب‌وکار را مشخص کنیم. اما نمی‌توان منکر شد که حتی در همین مقطع زمانی هم نقش خانواده اهمیت بیشتری دارد، درواقع این خانواده است که وارد کسب‌وکار می‌شود و طبیعتاً اتفاقات و نوسانات مجموعه کاری می‌تواند روی نقش‌های خانوادگی افراد تأثیر داشته باشد. بنابراین، اگر ما چارچوب مشخصی برای تعیین حریم و مرزهای وظایف داخل و خارج از خانه نداشته باشیم نمی‌توانیم به آینده کاری آنچه بناکرده‌ایم امیدوار باشیم.
    یاراحمدی- من هم با نظر خانم خاوازی در این مورد موافق هستم، درهرصورت طی کردن پله‌های اولیه یک کسب‌وکار خانوادگی بی‌شباهت به مدیریت یک دورهمی خانوادگی نیست. ولی در ادامه راه موضوع وجهی کاملاً متفاوت پیدا می‌کند، در چنین مرحله‌ای نیاز به وجود یک برنامه و استراتژی مدون، شناسایی توانایی‌های و توجه به ظرفیت‌های روحی و شناختی افراد به‌شدت احساس می‌شود. درواقع، باید برآوردی کلی از شرایط مجموعه داشته باشیم و به این مسئله دقت کنیم که آیا افراد می‌توانند هر دو جنبه کار و خانواده را بدون مشکل مدیریت کنند. اغلب مشکلاتی که در کسب‌وکارهای خانوادگی به وجود می‌آید ناشی از همین عدم قدرت تفکیک دو حوزه کار و خانه است.
  • اگر تفکیک نقش‌های کار و خانه را اصل تداوم کسب‌وکار خانوادگی بدانیم، چه اقداماتی باید انجام بدهیم تا به این مرحله برسیم؟ درواقع با چه راهکارهایی می‌توان مرزهای این دو حوزه را یکدیگر جدا کرد؟
    مرادی- کلید اساسی موفقیت در این مرحله به ایده ابتدایی راه‌اندازی مجموعه مربوط می‌شود. اگر ما زمان ایجاد کسب‌وکار به این فکر کرده باشیم که دقیقاً چه چیزی از کار می‌خواهیم و برای رسیدن به آن از چه امکانات و منابع انسانی و مادی برخوردار هستیم بیشتر مسیر را طی کرده‌ایم. پس‌ازاین باید یاد بگیریم که چگونه می‌توان با تیمی کارکرد که اعضای آن نزدیک‌ترین افراد به ما هستند. دیگر نکته ضروری، رعایت و پایبندی به خط قرمزها و مسئولیت‌های سازمانی در طولانی‌مدت است؛ هر فردی باید بداند که نقش‌های اطرافیانش در محیط کار منفک از خانواده است و هر کس موظف به رعایت و انجام مسئولیت‌های و محدودیت‌های محوله در مجموعه است؛ اما اگر قرار باشد هرکسی به حیطه کاری فرد بالادستی یا پایین‌دستی خودش ورود پیدا کند، نه‌تنها مجموعه بلکه خانواده هم دچار مشکل می‌شود.
  • بااین‌حال تفکیک نقش‌ها، برای مجموعه‌های خانوادگی که اغلب کار خود به‌صورت استارتاپی آغاز می‌کنند همچنان یکی از چالش‌های اساسی است. چگونه می‌توان این گره را باز کرد؟
    خاوازی- در وهله اول باید در نظر داشته باشیم که برخی ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه ما نقش‌های متفاوتی را به زنان و مردان نسبت می‌دهد. مسئله‌ای که تفکیک وظایف و نقش‌ها در مجموعه‌های خانوادگی را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد، چون همچنان خانم‌ها باید تلاش کنند توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را حتی به نزدیکشان ثابت کنند. درنتیجه تفکیک و تخصیص وظایف برای خانم‌ها و آقایان متفاوت است. یک زن بعد از اتمام کارش در خانه پیش از هر چیزی یک همسر، مادر یا دختر با مسئولیت‌های مشخص که باید به همه آن‌ها رسیدگی کند، اما یک مرد می‌تواند در خانه هیچ مسئولیت خاصی را به عهده نگیرد و تنها نقش کمکی داشته باشد. بنابراین، انتظارات اجتماعی به شکلی مستقیم بر تفکیک نقش‌ها در خانه و به دنبال آن محل کار اثرگذار است. در چنین شرایطی، اگر هم‌فکری، هم‌دلی، پذیرش تفاوت‌ها و احترام به توانایی‌های یکدیگر وجود نداشته باشد نمی‌توان به تفکیک موفقیت‌آمیز نقش‌ها امید داشت. اما تفکیک نقش تنها یک‌سوی ماجراست، وجه دیگر فشارهای روحی و روانی است که هرکسی و به‌ویژه زنان متحمل می‌شود، فشارهایی که در طولانی‌مدت موجب نوعی فرسایش شغلی می‌شود. به همین علت در کشورهای پیشرفته، مشاوره بخشی اساسی از هر سازمانی است و مشاوران دائماً در حال مشاهده تغییرات روحی اعضای یک مجموعه هستند.
    یاراحمدی- تجربه‌ی چندساله ما نشان داده است، پس از گذشت مدت‌زمانی از تأسیس شرکت و گذر از برخی مراحل، زمان تدوین چشم‌انداز، استراتژی‌ها، اساس‌نامه و مأموریت سازمانی می‌رسد. در این مرحله نقاط ضعف و قوت دیگر مشخص‌شده‌اند و به‌راحتی می‌توان در خصوص اضافه نمودن یا حتی حذف کردن افراد از مجموعه تصمیم‌گیری و دایره تأثیرگذاری و همکاری با افراد را نیز مشخص کرد. نکته اساسی ماجرا اینجاست که پس از تعیین حدومرزها دیگر افراد به بهانه رابطه فامیلی وارد حیطه کاری یکدیگر نشوند. یعنی می‌خواهم تاکیدکنم که همانند هر کسب‌وکار دیگری، کسب‌وکارهای خانوادگی هم لاجرم باید به حوزه‌های برنامه ریزی استراتژیک و تدوین چشم‌انداز و غیره وارد شوند.
  •   با توجه به آنچه در مورد اهمیت تفکیک نقش‌ها گفته شد؛ فکر می‌کنید شما موفق شده‌اید در مجموعه و خانواده خودتان این اصل را رعایت کنید؟
    مرادی- تجربه 25 ساله ما درزمینه اداره کسب‌وکار خانوادگی ثابت کرده است، زمانی می‌توان کسب‌وکار موفقی داشت که همه آنچه داریم در خدمت یک خانواده موفق باشد و تنها به کسب درآمد از مجموعه فکر نشود. علاوه بر این، در شکست کسب‌وکارهای خانوادگی که تنها باهدف کسب سود و درآمد راه‌اندازی می‌شوند هیچ شکی وجود ندارد. به همین علت در مجموعه ما همیشه اولویت با خانواده و زندگی خوب بوده است، درواقع ما کار می‌کنیم که زندگی خوب و خانواده بانشاطی داشته باشیم و اغراق نیست اگر ادعا کنیم یکی از خوشبخت‌ترین خانواده‌هایی هستیم که در کنار هم کار می‌کنند؛ چون همیشه سعی ما بر این بوده که در کنار کار به تفریح، سرگرمی و هر چیزی که یک خانواده را به خانواده‌ای کامل تبدیل می‌کند توجه کنیم. قاعدتاً هیچ‌یک از این موفقیت‌ها به دست نمی‌آمد؛ اگر من، همسر، پسر و دیگر افراد خانواده‌ام به حیطه توانایی‌های هم احترام نمی‌گذاشتیم. با تمام این احوال، منکر این قضیه نمی‌شوم که زنان دررسیدن به این مرحله نقشی اساسی دارند و بدون قدرت مدیریت، توان آن‌ها در ایجاد همدلی، مشارکت و فضای خوش در خانه صحیح و سالم طی کردن این مسیر غیرممکن است.
  • خانم مرادی در صحبت‌هایشان اصالت و اولویت را به خانواده دادند، با در نظر گرفتن این موضوع آیا حاضر هستید یک روز بنا به شرایطی که در آن قرارگرفته‌اید میان کار و خانواده یکی را انتخاب کنید؟
    خاوازی- مطمئناً هیچ‌وقت در این مرحله قرار نمی‌گیرم و همیشه راهی برای مدیریت هم‌زمان هر آنچه پیش می‌آید پیدا می‌کنم، ولی اگر در شرایطی استثنایی مجبور به انتخاب باشم خانواده را انتخاب می‌کنم. چون اصل، پایه و کلید موفقیت ما خانواده است، مجموعه‌های ما شکل نمی‌گرفت اگر همراهی و مشارکت خانواده‌مان نبود. همراهی که اگر نبود، امکان داشت کارآفرینی دیرتر به ثروت آفرینی تبدیل شود، اما لذت و منافع روحی و شخصی این شیوه مدیریت اقتصادی تا حدی است که نمی‌توانم به‌هیچ‌وجه از آن چشم‌پوشی کنم. ولی بدون اغراق، کنار گذاشتن فعالیت‌های اجتماعی حتی اگر به خاطر حفظ خانواده‌ام باشد یکی از دشوارترین تصمیم‌های احتمالی زندگی من است.
    مرادی- به عقیده من برای زنان توانمند و خانواده‌هایی که از ابتدا یا یکدیگر کارکرده‌اند احتمال به وجود چنین شرایطی صفر است، چون آن‌ها به‌قدری پخته و باتجربه هستند که حتماً راه گریزی پیدا کنند و اجازه ندهند کار به انتخاب میان دو موضوع بااهمیت و دوست‌داشتنی بکشد.
  •  یکی از مهم‌ترین مباحثی که در حیطه کسب‌وکارهای خانوادگی مطرح می‌شود، جانشین پروری است. فکر می‌کنید تا چه حد می‌توان به ادامه راه یک مجموعه توسط نسل‌های بعدی امید داشت؟ به چه طریق می‌توان فرزندان یا دیگر اطرافیان مجموعه خانوادگی را ترغیب به ادامه همین مسیر کرد؟
    مرادی- طبیعی است کنترل بخشی از این قضیه در اختیار ماست و بخش دیگر آن از اراده ما خارج است، بااین‌حال اگر بخواهم مثال عینی بزنم من و همسرم همیشه علاقه‌مند بودیم که فرزندمان یا دیگر نزدیکمان را وارد مجموعه کنیم. همین علاقه‌مندی، باعث شد ما به‌نوعی برنامه‌ریزی برای هدایت مسیر زندگی پسر یا حتی برادرم برسیم. برادر من فردی است بااستعداد بی‌نظیر در زمینه موسیقی، اما همین فرد زمانی که به مرحله تحصیلات دانشگاهی رسید تصمیم گرفت وارد حوزه مدیریت شود. تصمیمی که بی‌تأثیر از برنامه‌های و نوع رفتار ما برای استفاده از توانایی‌های او شرکتمان نبود و در حال حاضر برادر من مدیرعاملی یکی از شرکت‌های ما را بر عهده دارد.
    از طرف دیگر یکی از علاقه‌مندی‌های پسر من ادبیات و فلسفه بود و حتی تصمیم داشت فلسفه را به‌عنوان رشته تحصیلی خود انتخاب کند؛ اما من و پدرش به دلیل همان برنامه‌ریزی پیشینی که داشتیم، پیشنهاد دیگری برای او داشتیم؛ وارد شدن به حوزه IT کسب‌وکار. خوشبختانه انتخاب او در این مقطع زمانی IT بود، بااین‌حال من و پدرش در طول دوران تحصیل او در دانشگاه ضمن اینکه سعی کردم علاقه به کار کردن در حوزه IT را در او ایجاد کنیم به‌شدت از اجبار کردن برای انتخاب مسیری مشخص پرهیز می‌کردیم. نتیجه استراتژی علاقه‌مندسازی به مجموعه کاری ضمن آزادی در انتخاب این شد که در حال حاضر پسرم به‌عنوان مدیرعامل مجموعه اصلی ما مشغول فعالیت است.
    نباید فراموش بکنیم بچه‌هایی که در خانواده‌های این‌چنینی متولد باشند از دوران کودکی با فضای کار آشنا هستند و به‌نوعی با آن درگیر هستند. نکته مهم این است که بچه تصور نکند چون پدر و مادرش مدیر یک مجموعه کاری هستند پس او مالک همه‌چیز است، او باید یاد بگیرد پول و کار ارزش دارد و در صورتی می‌تواند از ثمره کار والدینش استفاده کند که خودش توانایی‌ها و مهارت‌های علمی و فنی لازم برای حضور در این عرصه داشته باشد. به‌کارگیری مجموعه این شرایط موجب شد من و همسرم موفق شویم اولین جانشین خودمان را پرورش دهیم، در خانواده اعتقاد بر این است که جانشینان ما از سربازی به سرداری می‌رسند.
    خاوازی- گرچه تصور اولیه من از تأسیس شرکت این بود که بتوانم اطمینان خاطری از آینده خودم، همسرم و پسرم داشته باشم و بتوانم آنچه می‌سازم به پسرم تحویل بدهم، اما شرایط باگذشت زمان به‌صورت دیگر پیش رفت. گرچه پسر من در ابتدا به کامپیوتر که درواقع زمینه اصلی کاری پدرش بود علاقه داشت، اما با مرور زمان به این نتیجه رسید که دوست دارد در حوزه گردشگری فعالیت کند و به مجموعه خانوادگی به چشم محل تأمین درآمدی نگاه می‌کرد که بتواند به‌واسطه آن هزینه لازم برای پرداختن به کارهای موردعلاقه‌اش در رشته گردشگری فراهم کند. اما هرچه گذشت من و پدرش شرایط را به‌گونه‌ای پیش بردیم که دیدی متفاوت به مجموعه داشته باشد و تلاش کردیم زمینه را برای پیوند دو حوزه گردشگری و IT فراهم کنیم.
    اما این مسئله به معنای آماده کردن همه‌چیز برای او نیست، من همیشه به این موضوع اعتقاد داشتم اگر چیزی را حاضر آماده در اختیار پسرم بگذارم قطعاً خیلی زود از دستش می‌دهد، اما اگر مفهوم تلاش، کار و پول را یاد دادم متوجه می‌شود برای پا گذاشتن بر هر پله جدید باید کار و تلاش کند. بااین‌حال چیزی که من را به حضور پسرم در مجموعه‌ای که داریم امیدوار می‌کند، همین بزرگ شدن او در محیط کار است. درواقع، مشارکت او در انجام کارهای کوچک بیرون از خانه یا همراهی با پدرش در کارهای کامپیوتری باعث شده با فضا و سختی‌های کار غریبه نباشد. فارغ از تمامی بحث‌های فمینیستی باید به این مسئله توجه کرد که خانم‌ها و مادران نقش فوق‌العاده مهمی در جانشین پروری دارند.
    یاراحمدی- من همیشه احساس کرده‌ام رفتارم با پسرم به‌گونه‌ای باشد که او احساس نکند مجموعه ما قطعاً متعلق به اوست، یا تصور نکند در زندگی همیشه از همین ثبات و آرامش نسبی برخوردار است. به عقیده من، یاددادن مفهوم شکست، تلاش و مهارت هم بخشی از فرایند جانشین‌پروری است. به همین علت تلاش می‌کنم، که پسرم یاد بگیرد هیچ‌کس به‌صرف فامیل بودن نمی‌تواند وارد کسب‌وکار ما بشود.
    بااین‌حال جانشین‌پروری همیشه یکی از نگرانی‌های من بوده است؛ مسیر راه‌اندازی و پیشرفت کسب‌وکار خانگی و سپس انتقال آن به نسل بعدی آن‌قدر پرپیچ‌وخم است که نمی‌شود با قاطعیت گفت همه تلاش‌های ما در این زمینه به خروجی مد نظرمان منتج می‌شود. درواقع ممکن است، من با تدابیر و شیوه‌های مختلف بخواهم به شکلی فرزندم را به این کار علاقه‌مند کنم، اما حقیقت اینجاست که شاید من قدرت کافی برای تغییر ذائقه یا علاقه او نداشته باشم. همین مسئله باعث می‌شود، همیشه به فکر گزینه‌های جایگزین باشم و فرض را بر این بگذارم که شاید پسرم هیچ‌وقت وارد مجموعه ما نشود.
  •   سوال آخر، با در نظر گرفتن مجموعه شرایط آیا راه‌اندازی کسب‌وکار خانوادگی را به دیگران توصیه می‌کنید؟
    خاوازی- اگرچه کار کردن با اعضای خانواده شیرین و لذت‌بخش است، اما سختی‌ها و چالش‌های خودش را هم دارد. بنابراین، اگر کسی می‌خواهد وارد این مسیر شود باید بداند راهی سخت در پیش دارد. فارغ از این موضوع، هر خانواده‌ای شرایط و مناسبات مختص به خودش را دارد و نمی‌توان با یک حکم کلی تجربه یا عدم تجربه این کار را به دیگران توصیه کرد.
    یاراحمدی- من هم با خانم خاوازی موافق هستم، هر خانواده روابط و ویژگی‌هایی دارد که مسلماً در انتخاب این مسیر تأثیرگذار هستند. صرف وجود استعداد و توانایی‌هایی کارآفرینی و مدیریتی دلیل خوبی برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار خانوادگی نیست، بلکه مجموعه شرایط هستند که به فرد این اجازه را می‌دهد وارد چنین راهی بشود یا خیر. بنابراین، تصمیم برای داشتن کسب‌وکار خانوادگی کاملاً بستگی به شرایط خاص هر خانواده دارد.

 گفتگو از: فریبا یاراحمدی

درباره نویسنده

admin

دیدگاهتان را بنویسید