اقتصاد و مدیریت شماره ششم

شبکه های اجتماعی و پيام‌ رسان‌ های موبايلی

پیام رسان موبایلی
نوشته شده توسط admin

تلفیق اینترنت با تلفن همراه در تلفن‌های هوشمند ویژگی‌های جدیدی به جوامع امروز و روابط آن افزوده است.

یکی از امکاناتی که این تلفن‌ها در اختیار افراد قرار داده‌اند استفاده از اپلیکیشن‌هایی است که با آنها می‌توان از طریق اینترنت به برقراری ارتباط پرداخت. این‌گونه به نظر می‌رسد که شبکه‌های پیام‌رسان موبایلی به سبب دسترسی آسان و فراگیر بودن به یکی از ارکان جدایی‌ناپذیر زندگی ما تبدیل شده‌اند. این شبکه‌ها که به اصطلاح عامه، بخشی از شبکه‌های اجتماعی محسوب می‌شوند، نقش بسیار بزرگی در کسب‌وکار، تغییرات اجتماعی و تغییر سبک زندگی مردم ایفا می‌کنند. برای بررسی این شبکه‌ها در وهله اول باید به این سوالات پاسخ بدهیم که شبکه‌های اجتماعی چیستند؟ و چه ویژگی‌هایی دارند؟ آیا این شبکه‌های موبایلی یا همان پیام‌رسان‌ها را می‌توان شبکه‌های اجتماعی عنوان کرد؟ چه نیازی به مدیریت این شبکه‌ها هست؟ و سوالات دیگری از این قبیل که در این پرونده سعی شده است در حد امکان به‌دنبال پاسخی برای آن‌ها باشیم.

در تعریف عمومی‌تر شبکه‌های اجتماعی متشکل از افراد (یا سازمان‌ها) تعریف می‌شوند که توسط یک یا چند نوع از علایق و وابستگی‌های مشترک به هم گره خورده‌اند. وابستگی‌هایی مثل دوستی، خویشاوندی، منافع مشترک، تبادل مالی، علاقه خاص به یک موضوع باورهای مشترک ، دانش و هنر و … .

اهمیت شبکه‌های اجتماعی در جامعه‌شناسی مدرن
تجزیه و تحلیل شبکه‌های اجتماعی و تحلیل تئوری‌های موجود نشان می‌دهد که اصلی‌ترین نکته در هر شبکه‌ای، روابط است بنابراین تجزیه و تحلیل این روابط در جامعه‌شناسی مدرن بسیار پر اهمیت جلوه می‌کند.

به‌عنوان مثال در بین نظریه‌پردازان علم ارتباطات، مانوئل کاستلز جامعه‌شناس اسپانیایی، حوزه‌های جامعه‌شناسی شهری، مطالعات سازمانی، مطالعات فضای مجازی، جنبش‌های اجتماعی، جامعه‌شناسی فرهنگ و اقتصاد سیاسی را در کنار هم مطالعه می‌کند تا یک تحلیل بین‌رشته‌ای از جهان پیچیده رسانه‌ای شده امروز به دست دهد، این شبکه‌ها را محصول همگرایی سه فرآیند تاریخی می‌داند. اولین فرایند که از آن به‌عنوان انقلاب اطلاعات نام برده می‌شود؛ درنتیجه پیشرفت عظیم فناوری اطلاعات بود. دومین فرایند تجدید ساختار سرمایه‌داری و اقتصاد متکی به برنامه‌ریزی بود و سومین فرایند مهم، نهضت‌های فرهنگی دهه ۱۹۶۰ بود.

کاستلز معتقد است جوامعی که با این شبکه‌ها درگیرند ویژگی‌های خاصی دارند. به‌عنوان مثال اقتصادی فراگیر شده است که شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی را وادار می‌سازد برای رقابت بیش از هر زمان دیگری به دانش و اطلاعات و تکنولوژی‌های جدید وابسته باشند و در این بین شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در انتقال و افزایش اطلاعات ایفا می‌کنند. همچنین روابط بین کارگر و کارفرما تغییر کرده است.

کاستلز می‌گوید حتی خود این شبکه‌ها هم می‌توانند نقش اقتصادی بگیرند. یعنی در درون این شبکه‌های اجتماعی فعالیت اقتصادی نیز به‌تدریج بسط و گسترش می‌یابد و شبکه‌های اجتماعی مختلف سعی می‌کنند دیگر شبکه‌های اجتماعی را در خود حل کرده یا نابود کنند و در این مسیر از فعالیت‌های اقتصادی و تبلیغات شرکت‌ها سود می‌جویند.

لزوم تخصصی‌ کردن شبکه‌های اجتماعی
هم‌اکنون سـایت‌های شبکه‌های اجتماعی، بعـد از پورتال‌هـای بزرگی مثل یاهـو و موتورهای جسـت‌وجویی مثل گوگل، پراستفاده‌ترین خدمت اینترنتی به‌شـمار می‌روند. بسـیاری از نهادهای مختلفجهانی و اینترنتی با اهـداف گوناگون که مهم‌ترین آن‌ها تجاری و تبلیغاتی اسـت، دسـت به راه‌اندازی شـبکه‌های اجتماعی زده یا درصدد خرید سهام مهم‌ترین شـبکه‌های اجتماعی دنیا هسـتند.

رقابت اخیر گوگل و مایکروسافت بر سر سـایت مای‌اسپیس و فیس‌بوک گواه این ادعا است. این رقابت آن‌قدر مهم اسـت کـه ناسـا هم برای جذب جوانان علاقه‌مند به موضوعـات هوافضا، یک شـبکه اجتماعـی را بر پایه اسـتانداردهای نسـل آینده وب و تنظیمات سـایت خود راه‌اندازی کرد. این شـبکه اجتماعی جدید که «مای ناسا» نام دارد از بخش‌های بسیار پیشرفته‌ای برخوردار است که کاربران می‌توانند از طریق آن‌هـا، تصاویر و تفکرات خـود را درباره موضوعـات فضایی با سـایر کاربران به اشـتراک بگذارند. مای ناسـا یک نمونه مدرن از شبکه‌های اجتماعی است و یک محیط مجازی را می‌سازد که در آن کاربران می‌توانند تمام موضوعات و مقولات موردنظر و شـخصی خود را جمـع‌آوری کرده و با دیگران به اشتراک بگذارند. مای ناسا را می‌توان نمونه‌ای از یک شبکه اجتماعی عمومی، ولی با رویکرد تخصصی به‌ حساب آورد.

آیا بومی‌سازی جواب می‌دهد؟

در جوامعی که عموم مردم با این شبکه‌ها درگیرند و انتقال آنی دیتا و سرمایه و امکان ارتباط هم‌زمان میان افراد در نقاط مختلف، فواصل زمانی و مکانی را از میان برده سیاستمداران نیز وارد عرصه می‌شوند و برای بقا و حضور خود در عرصه قدرت، ناگزیرند از رسانه‌ها بهره تمام را ببرند. این گستردگی لزوم کنترل رسانه‌ها و قانون‌گذاری برای شبکه‌های اجتماعی را مسجل می‌سازد. امری که این روزه در جامعه ایران بسیار مطرح بوده و راه‌حلی برای کنترل و سازمان‌دهی آن تا به امروز نهایی نشده است.

بومی‌سازی از یک‌سو و فیلترینگ از سوی دیگر بارها مطرح شده و می‌توان گفت به لحاظ فنی شاید طرح‌های شکست خورده‌ای باشند؛ چراکه تا به امروز نه توانایی کنترل این شبکه‌ها ایجاد شده و نه آمار از کمتر شدن مخاطبان این شبکه‌ها خبر می‌دهد و اسـتفاده از خدمات این شبکه‌ها، روزبـه‌روز محبوبیت بیشـتری پیدا می‌کند. به‌نظر می‌رسد شـبکه‌های اجتماعی در آینده بیش از این هم اهمیت پیدا می‌کند؛ بنابراین باید فرهنگ‌سازی و سازمان‌دهی این شبکه‌ها و تخصصص کردن آن‌ها اولویت‌های مهمی در این حوزه باشند. اینکه در این شبکه‌ها برای آموزش چه جایگاهی متصور شده است در آینده‌ای نه‌چندان دور به چالش جدی جوامع تبدیل خواهد شد، چراکه نفوذ و حضور این شبکه‌ها در لایه‌های مختلف اجتماعی بدون طبقه‌بندی اطلاعات و بدون آموزش برای مخاطبان آسیب‌هایی را در پی خواهد داشت که اگر بتوانیم فارغ از شعارهای کلیشه‌ای در پی مدیریت آن‌ها باشیم توانسته‌ایم بزرگ‌ترین تهدید این شبکه‌ها را از میان برداریم.

اگر بخواهیم به‌طور اخص درباره حضور این شبکه‌ها در کشور خودمان، ایران بحث کنیم. باید اذعان کنیم؛ مهم است که ذائقه مخاطب را شناخت و اپلیکیشن‌های بومی را در راستای تامین نیاز مخاطب و نه حذف و انکار آن در اختیارش قرار داد؛ اما از آنجایی که اصولا شبکه‌های پیام‌رسان ایرانی صرفا در مقابله با نوع خارجی آن ایجاد شده‌اند و حتی در مواردی به ابعاد اقتصادی آن هم توجهی نشده است؛ بنابراین شاید توانایی جذب مخاطب و یا همان کاربر را چنان‌چه باید، نداشته‌اند.

رویکرد فرهنگی این موضوع همان‌طور که در بالا هم بدان اشاره شد، موضوع مهم دیگری است که با آن مواجه‌ایم. بحث حریم شخصی در جامعه‌ای مثل ایران و اهمیت آن قابل‌قیاس با جوامع اروپایی نیست. نه به معنی رد اهمیت آن در آن جوامع بلکه شاید از باب تاکید بر جنس این حریم شخصی در ایران است. محدودیت‌ها، خط قرمزها، بافت مذهبی این جامعه لزوم توجه بیشتر به این مقوله را می‌طلبد. شاید بتوان گفت بومی‌سازی اگر چند بعدی و با توجه به نیاز و خواست جامعه مخاطب در بستر فرهنگی موجود اتفاق بیفتد چه بسا که می‌تواند طرح موفق و با ثباتی باشد.

در این پرونده سعی شده است این شبکه‌ها را از ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی بررسی کرد و تا حد ممکن به سوالاتی که شاید در ذهن خواننده شکل گرفته است پاسخی درخور داد؛ اما آنچه که شاید غیر قابل باور می‌کند این است که کمتر کسی در ایران به ابعاد اقتصادی این شبکه‌ها پرداخته و با نگاه اقتصادی آن‌ها را بررسی، نقد یا تایید کرده باشد.

 

درباره نویسنده

admin

دیدگاهتان را بنویسید