شماره ششم فراصنعت فاوا

اخلاق سازمانی مفهومی فراموش‌ شده يا اصلی ضروری

اخلاق سازمانی
نوشته شده توسط admin

تعریف شما از اخلاق چیست؟ برای این تعریف از چه معیارهایی استفاده می‌کنید؟ با توجه به این معیارها خودتان را فردی اخلاق‌مدار می‌دانید؟ آیا میان اخلاق شخصی و اخلاق اجتماعی تفاوت قائل می‌شوید یا آنها را مفاهیمی پیوسته می‌دانید؟
به این سؤالات می‌توان از چند منظر متفاوت نگاه کرد؛ آنها که رویکردی پست مدرن دارند می‌گویند: اخلاق و آزادی دو مسأله شخصی هستند که هرکس مجاز است بنابر ضوابط و الزامات زندگی خود آنها را تعریف و پیاده کند. بنابراین، هیچ ضابطه و قاعده‌ای وجود ندارد که مشخص کند این امر اخلاقی است و آن یکی غیراخلاقی؛ اما برای مدرنیست‌ها خط قرمز اخلاق آسیب رساندن به دیگران است.

در واقع، این گروه شکستن خطوط عرفی و قانونی جامعه را تا جایی مجاز می‌داند که برای دیگران خطری به دنبال نداشته باشد. پس ما می‌توانیم در زندگی شخصی خود فردی هنجارشکن و پیشرو باشیم به شرط آنکه نظم کلی حاکم بر جامعه را نشکنیم. آخرین گروه، افرادی هستند که سخت پایبند و اصول و ارزش‌های اخلاقی هستند و زیر پا گذاشتن آنها را به هیچ شکلی بر نمی‌تابند. به عقیده این افراد اخلاق هیچ‌ وجه شخصی ندارند و تمامی اعضای یک جامعه موظف به اجرای بی‌چون و چرای خطوط اخلاقی تعیین شده هستند. از این منظر اصالت نه با فرد بلکه با جامعه است.

اما در اینجا قصد داریم، دو رویکرد قدری افراطی پست‌مدرن و سنتی را کنار بگذاریم و با دیدگاهی مدرن یکی از مهم‌ترین موضوعات وابسته به اخلاق یعنی اخلاق سازمانی را مورد موشکافی قرار دهیم؛ مسأله‌ای حساس که این روزها با توجه ظهور و نفوذ هر چه بیشتر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و گره خوردن حیات سازمان‌ها و مؤسسات به آنها شکل و شمایلی جدید به خود گرفته است. هرچند این فناوری‌ها دریچه‌ای جدید از دنیای کسب‌وکار را پیش روی شرکت‎ها باز کرده‌اند؛ ولی به موازت این امکان زمینه بروز برخی مسائل حساس و بحث‌برانگیز را نیز در محیط‌های کاری افزایش داده‌اند. به همین دلیل، جای تعجب ندارد اگر امروز شاغلان و صاحبان کسب‌وکار نگاهی همراه با شک و دلهره به یکدیگر داشته باشند.

روی دیگر سکه
البته این تنها بخشی از ماجراست؛ روی دیگر سکه نگرانی شهروندان به سوءاستفاده‌های احتمالی از اطلاعات‌شان مربوط می‌شود. شهروندانی که از شخصی‌ترین تا عمومی‌ترین اطلاعات‌شان نه‌تنها در اختیار سازمان‌های دولتی است بلکه در اختیار شرکت‌های خصوصی و به‌ویژه تبلیغاتی نیز قرار دارد. شاید در روزهای نه‌چندان دور اطلاع پیدا کردن از سال و محل تولد، تحصیلات، علایق و سرگرمی‌های یک فرد به آسانی امکان‌پذیر نبود؛ ولی در جهان شبکه‌های اجتماعی به‌سادگی و در زمانی کوتاه می‌توان اطلاعاتی این‌چنینی و حتی جزیی‌تر را به‌دست آورد.

شواهد و قرائن نشان از آن دارد که شهروندان کره خاکی در هیچ کجا و هیچ زمانی از وجود دو چشم ناظری که حتی کوچک‌ترین حرکت آنها را از دست نمی‌دهد در امان نیستند. در واقع، فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی اخلاق را چه در بیرون و چه در درون سازمان وارد حوزه‌های جدیدی کرده است که بر مبنای پنج شاخص: حریم خصوصی، مالکیت، نظارت، صحت و امنیت قابل تشریح است. البته در میان همین شاخص‌ها، حریم خصوصی همواره از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار بوده است.

کلیدی‌ترین سؤال مرتبط با حریم خصوصی این است که آیا دسترسی به اطلاعات شخصی افراد توجیه خوبی برای استفاده از آنهاست؟ سؤالی که طبیعتاً هر دو بخش دولتی و خصوصی را درگیر می‌کند. از یک سو،دولت‌ها به بهانه‌های مختلف در سیستم‌هایی مجزای مالیاتی، بانکی، ثبت احوال و امنیتی بانک داده‌ای گسترده از اطلاعات ریز و درشت شهروندان را در اختیار دارند.

رابطه سود و حریم خصوصی در فضای سازمانی
از سوی دیگر، شرکت‌ها و سازمان‌های بخش خصوصی با اهداف تبلیغاتی، افزایش حوزه نفوذ، اعمال کنترل بیشتر، افزایش سودآوری و کسب سهم بیشتری از بازار نسبت به ثبت و ضبط اطلاعات مشتریان خود از راه‌های مختلف اقدام می‌کنند؛ بنابراین سازمان‌های مختلف حجمی لایتناهی از اطلاعات را پیش روی خود دارند که به شیوه‌هایگوناگون می‌توانند از آنها استفاده یا سوءاستفاده کنند. البته این فقط زندگی مشتریان نیست که به‌واسطه این حجم از اطلاعات تهدید می‌شود؛ بلکه این خطر پیش و بیش از هر چیزی خود کارمندان یک مجموعه را تهدید می‌کنند. کارمندانی که در زیر سایه‌ای از ترس و نگرانی نسبت به افشای اطلاعات‌شان در سازمان زندگی می‌کنند.

در اینجاست که پای اخلاق سازمانی و الزام به رعایت حفظ حریم خصوصی به میان می‌آید. این دولت‌ها و سازمان‎ها هستند که باید به این بانک داده به چشم امانتی ارزشمند نگاه کنند و با بهره‌گیری از روش‌های اعتمادسازی خیال شهروندان، مشتریان و کارمندان خود را از عدم افشای اطلاعات راحت کنند. اگر بخواهیم دیدگاهی منصافانه و همه‌جانبه داشته باشیم، تنها کارمندان نیستند که ممکن است از افشای اطلاعات و عدم رعایت اخلاق سازمانی ضربه ببینند. مدیران هم طرف دیگر این ماجرا هستند، یکی از نگرانی‌های همیشگی مدیران سوءاستفاده کارمندان از اطلاعات محرمانه‌ای‌ است که درباره شرکت می‌دانند.

بنابراین در سطح مالکیت ما با گونه‌ای دیگر از الزامات اخلاق سازمانی مواجه هستیم که متوجه گروه کارمندان می‌شود. یکی از اقدامات پیشگیرانه‌ای که سازمان‎ها می‌توانند در این بخش انجام دهند، ملزم ساختن کارکنان به امضای توافق‌نامه عدم افشای اطلاعات است. این توافق‌نامه تا حدی می‌تواند مدیران را از حفظ اطلاعات حساس در سازمان مطمئن کند. طبیعتاً این تهدید در شرکت‌هایی که پروژه‌های حساس را بر عهده می‌گیرند اهمیت بیشتری دارد؛ در این مؤسسات بیشتر از آنکه ایجاد یک نظام توافق‌نامه‌ای جوابگو داشته باشد، فرهنگ‌سازی، آموزش و به‌کار بستن راه‌هایی برای حفظ نیروهای وفادار ضرورت دارد.

نظارت سازمانی
دیگر نکته چالش‌برانگیز در اخلاق سازمانی، نظارت است. مسأله‌ای که از دو وجهه متفاوت می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد. از بعد برون‌سازمانی، در بخش دولتی شهروندان با هدف یا بهانه کنترل اوضاع و حفظ نظم دائماً در حال رصد شدن است. در هنگام خرید، کار با خودپرداز بانک‌ها، رانندگی و حتی به وقت استراحت، تفریح و تحصیل در رستوران‌ها، مراکز خرید و دانشگاه‌ها. در بخش خصوصی هم شرکت‌ها فعالیت‌ها و رفتارهای مشتریان خود را به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی و دیگر مجراهای ارتباطی مشاهده می‌کنند. از بعد درون‌سازمانی هم این روزها تک‌تک رفتارها، حرکات، مکالمات و حتی فعالیت کارمندان در فضای وب توسط مدیران کنترل می‌شود.

دو گروه از منتقدان این شکل از نظارت را مورد هدف قرار می‌دهند؛ دسته اول که با اصل ذاتی نظارت همه‌جانبه بر شهروندان و کارمندان هستند و آن را نافی آزادی و حریم شخصی افراد می‌دانند. دسته دوم هم بی‌اطلاعی نظارت‌شوندگان از این امر را نشانه می‌روند. به عقیده این گروه، کنترل و چشم دوختن به اعمال و حرکات دیگران زمانی اخلاقی است که با اطلاع آنها صورت بگیرد. بر این اساس، شرکت‌ها زمانی مجاز به استفاده از فناوری‌های نظارتی هستند که کارمندان، مشتریان و تمامی افرادی که به‌نحوی با آنها ارتباط پیدا می‌کنند در جریان اقدامات نظارتی آنها قرار بگیرند.

اما فناوری‌های نوین اصل صحت و درستی اطلاعات را هم زیر سؤال برده‌اند. این روزها تعداد نرم‌افزارهایی که امکان جعل داده‌ها را فراهم می‌کند به حدی افزایش یافته که دسترسی به آنها کار اصلاً دشواری نیست. از طرف دیگر، نحوه کاربری این نرم‌افزارها آن‌چنان ساده است که برای استفاده از آنها لازم نیست یک متخصص کارکشته باشیم.همین مسئله باعث می‌شود که صحت و سقم اطلاعاتی منتشر شده توسط شرکت‌ها زیر سؤال برود. در واقع، سازمان‌ها این فرصت را در اختیار دارند که اطلاعات را به هر شیوه باب میل خودشان و در جهت تأمین منافع در اختیار مخاطبان خود قرار دهند؛ مخاطبانی که گاهی به علت عدم بهره‌مندی از سواد اطلاعاتی بالا و گاهی هم به‌دلیل حرفه‌ای عمل کردن سازمان‌ها بویی از این تغییرات نمی‌برند و آنچه دریافت می‌کنند در نظرشان باورپذیر جلوه می‌کند. سؤال اینجاست که در چنین شرایطی تا کجا می‌توان به اخلاق‌مداری سازمان‌ها دل بست و امیدوار بود که آنها اطلاعاتی موثق و دستکاری نشده را پیش روی مخاطبان خود می‌گذارند؟

فناوری و اخلاق در فرهنگ سازمانی
آخرین نکته پیرامون مسأله اخلاق در فرهنگ سازمانی مبتنی بر تکنولوژی که با دیگر موارد درهم‌تنیدگی دارد، امنیت است. بدون اغراق، تأمین امنیت اطلاعات در زمان‌های که انجام هیچ کاری بدون وجود فناوری‌ها امکان‌پذیر نیست رکنی اساسی در پیاده‌سازی نظام اخلاق سازمانی به حساب می‌آید. امنیتی که اگر خدشه‌دار شود به‌سادگی می‌تواند زندگی مشتریان و افراد درگیر با یک مجموعه را تحت‌تأثیر قرار دهد. مدیران و کارمندان مجموعه‌های کاری این فرصت را در اختیار دارند که بدون اطلاع مشتریان به حساب آنها نفوذ و نسبت به انتشار اطلاعات اقدام کنند.
از طرف دیگر، سازمان‌های دولتی که بانک داده‌ای از شخصی‌ترین مشخصه‌ها و اطلاعات زندگی شهروندان را در اختیار دارند می‌توانند در این اطلاعات رخنه و از آنها علیه شهروندان استفاده کنند. بنابراین، عدم الزام سازمان‌ها به رعایت اصول اخلاقی در عصر فناوری اطلاعات تبعاتی بسیار گسترده‌تر از آنچه به نظر می‌رسد به‌دنبال دارد. تا جایی که حتی می‌تواند منجر به بی‌آبرویی و رسوایی در سطح بین‌المللی شود.

البته اینکه تصور کنیم اخلاق سازمانی را می‌توان به‌راحتی در تمامی سطوح سازمانی پیاده‌سازی کرد خیال خامی است؛ زیرا در هر مجموعه ما با افرادی مواجه هستیم که ابزار نقض و زیر پا گذاشتن اخلاقیات را در اختیار دارند. این ابزارها که همان فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی هستند گاهی حربهای هستند برای تهدید، ارعاب و رسیدن به مقاصد مورد نظر.در چنین شرایطی تنها در صورتی میتوان از رعایت اصول اخلاقی در سازمانی اطمینان حاصل کرد که اخلاق به بخشی از فرهنگ آن مجموعه تبدیل شده باشد و در رگ و پِی جاری و ساری باشد. بدین منظور، افراد در تمامی سطوح خرد و کلان یک مجموعه باید ملزم به خط مشی اخلاقی تعیین شده باشند. فرقی ندارد یک فرد مدیر باشد یا کارمند او باید بداند امنیت کاری و روانی در گرو اهمیت دادن به اصول اخلاقی است، بنابراین پیاده‌سازی اخلاق‌مداری در سازمان‌ها زمانی امکان‌پذیر است که این اصول در سه سطح کارمندان، مدیران و درنهایت فرهنگ سازمانی اجرایی شود و این امر جز از رهگذر آموزش و فهم کامل نحوه تأثیرگذاری اخلاق بر بازدهی یک مجموعه میسر نمی‌شود.

فهرست اخلاق‌مداران
شاید برخی گمان کنند، در جهان امروز جایی برای مسئله پوسیده و نخ‌نمای اخلاق‌مداری در سازمان‌ها نیست؛ تصوری که منشأ آن را باید در سازوکارهای به‌شدت دگرگون شده جامعه معاصر جست‌وجو کرد. با این وجود، در همین جامعه‌ای که از سوی طیف وسیعی از منتقدان به بی‌اخلاقی متهم می‌شود، مؤسسه‌ای آمریکایی تحت‌عنوان ETHISPHERE از نزدیک به ده سال پیش کار خودش برای پیاده‌سازی هر چه بیشتر استانداردها و اصول اخلاقی در سازمان‌ها شروع کرده است. در همین راستا ETHISPHERE از سال ۲۰۰۷ به معرفی برترین سازمان‌های اخلاق‌مدار پرداخته است و هر ساله بدون در نظر گرفتن رتبه فهرستی طولانی از شرکت‌های اخلاقی در سراسر جهان را منتشر می‌کند. این مؤسسه که تنها به روابط درون سازمانی تمرکز دارد و ارتباط سازمان‌ها با گروه هدف‌شان را در نظر نمی‌گیرد، چارچوب نظری ویژه‌ای را برای این انتخاب در نظر گرفته است.

در این چارچوب نظری که EQ نام دارد پنج عصر اساسی مورد بررسی قرار می‌گیرند، این عناصر عبارتاند از: اخلاق و برنامه‌های انطباق، مسئولیت اجتماعی شرکت، فرهنگ اخلاقی، نظارت و کنترل و درنهایت رهبری، خلاقیت و اعتبار. در میان این پنج عصر اخلاق و برنامه‌های انطباق با تأثیر ۳۵ درصدی مهم‌ترین معیار محسوب می‌شود. نکته جالب توجه این لیست در تنوع شرکت‌های انتخابی است که هر یک در صنعت و زمینه‌ای خاص مشغول به فعالیت هستند. یکی از بخش‌های این فهرست به شرکت‌های ارتباطی و اطلاعاتی مربوط می‌شود، شرکت‌هایی که به دلایل گفته شده رعایت اخلاق در آنها حساسیت و چالش‌های بیشتری به‌دنبال دارد. در فهرست سال ۲۰۱۵ اعلام شده توسط ETHISPHERE نام شرکت‌های گوگل، دل، ادوبی و مایکروسافت به چشم می‌خورد. شرکت‌هایی بزرگ و بین‌المللی که علی‌رغم حوزه کاری حساس و گسترده‌ای که دارند اخلاق‌مداری را به دست فراموشی نسپرده‌اند.

بنابراین، خلاف تصور گروهی از منتقدان پست مدرن اخلاق سازمانی همچنان یکی از مهم‌ترین موضوعاتی در جهان پیشرفته و صنعتی غربی به حساب می‌آید. موضوعی که متأسفانه در کشور ما چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و راهکار خاصی برای نفوذ بیشتر این اصل در سطوح مختلف سازمانی در نظر گرفته نشده است. نکته مهم در اینجاست که اگر به اخلاق سازمانی توجه لازم نشود تا چندی دیگر و هم‌زمان با افزایش تعداد شرکت‌های فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی به بحرانی جدید در نظام سازمانی ایران تبدیل می‌شود. آن زمان است که دیگر نمی‌توان به برخوردهای قهرآمیز اتکا کرد و نیاز به برنامه آموزشی و سازوکاری مدون برای آشنایی افراد فعال در این بخش با کلیدی‎ترین عناصر و اصول اخلاق سازمانی احساس می‌شود. در واقع برای سازمان‌ها باید روشن شود که در شرایطی می‌توانند به حضور پرقدرت خود در چرخه کسب‌وکار ادامه دهند و به فعالیت در خارج از مرزهای ایران امید داشته باشد که به استانداردهای اخلاقی پایبند باشند.

مترجم: گلنار گشنیزجانی

درباره نویسنده

admin

دیدگاهتان را بنویسید